خواجه عبدالله انصاری » رباعیات شیخ انصاری (نقل از کشف الاسرار و انوارالتحقیق) » شمارهٔ ۱۰۶
با خلق میامیز که مغرور شوی
در خلق بمانی و از او دور شوی
با خلق جهان مگو تو راز دل خویش
درمان نتوانند و تو رنجور شوی
سنایی » طریق التحقیق » بخش ۲۵ - اَعْدا عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتی بَیْنَ جَنْبَیْکَ
جهد آن کنی جمله نور شوی
وزصفات ذمیمه دور شوی
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۱۲۴
از هستی خود اگر گهی دور شوی
بر لشگر بیخودی تو منصور شوی
ناظر نشوی اگر تو بر لشکر عشق
این بس باشد ترا که منظور شوی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۲
از سایهٔ عاشقان اگر دور شوی
بر تو زند آفتاب و رنجور شوی
پیش و پس عاشقان چو سایه میدر
تا چون مه و آفتاب پرنور شوی
قاسم انوار » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۴
از لذت عاشقی چومسرور شوی
در لشگر عاشقان چو منصور شوی
از ظلمت خود اگر دمی دور شوی
در نور شوی و عاقبت نور شوی
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۱۲
گر طالب فیض آب انگور شوی
می نوش نه خمر کز صفا دور شوی
می یک دو دم است بعد از آن مست شراب
خمرست گهی که مست و مخمور شوی
نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۱
گر در شب تیره تابیم نور شوی
ور در دم مردن آییم سور شوی
از دیده من اگر ببینی رخ خویش
ترسم که به حسن خویش مغرور شوی
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۷
خواهی که چو آفتاب مشهور شوی
چون مردمک دیده همه نور شوی
این ها همه میشود اگر جز به خدای
نزدیک به هر چی میشوی دور شوی
