×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۴
خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
همچو شمع از آتش حسرت رود دود از سرش
چون نمیرد خسته مسکین که بر بالین او
دیر آمد آن طبیب و زود فرمود از سرش
غم ز درویشی ندارد رند دیر ای مغبچه
[...]
۵ بیت