گنجور

 
۱
۲
۳
۱۰
 

فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاک

 

بدانست کان خانهٔ اژدهاست

که جای بزرگی و جای بهاست

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۸

 

همه جنگ با شیر و نر اژدهاست

کجا اژدها از کفش نا رهاست

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۲ - وفات یافتن قیصر روم و رزم کسری

 

چنین داد پاسخ که دانش به است

که داننده برمهتران بر مه است

۱ بیت
فردوسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۹۲ - آمدن ضحاک به دیدن گرشاسب و صفت نخچیرگاه

 

بزرگی یکی گوهر پربهاست

ورا جای در کام نر اژدهاست

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۳ - خبر یافتن فریدون از مرگ گرشاسب

 

جهان چون یکی هفت سر اژدهاست

کسی نیست کز چنگ و نابش رهاست

۱ بیت
اسدی توسی
 

خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۷

 

هر جانِ شریف کو شناسایِ ره است

داند که هر آنچه آید از جایگَه است

رنجی که رسد به‌تو نه از دورِ مَه است

کو نیز ز هرچه می‌رود، بی‌گنه است

۲ بیت
خیام
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۸ - شناختن شهریار مرجانه جادو را گوید

 

ندانست آن یل که مرجانه است

کزین گونه اندر پی چاره است

۱ بیت
عثمان مختاری
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۹ - رسیدن شهریار به بیشه هشتم و جنگ او با بوزینگان گوید

 

چه سایه برش چرخ گردیده است

بلندیش برتر ز اندیشه است

۱ بیت
عثمان مختاری
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۴ - پیام فرستاده به مانوش

 

که از کوه تا کوه لشکرگه است

ز نیزه صبا بر هوا گمره است

۱ بیت
ایرانشان
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۲۰۷ - پیغام فرستادن قباد کاوه به نزدیک کوش

 

که با داد و بخشایش و دین شه است

نه ضحّاک جادوفش گمره است

۱ بیت
ایرانشان
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴

 

شش جهت ملک را کار یکی در ده است

کز پس هفتم قران ملک به دست شه است

مادر هفت آسمان گرچه همه فتنه زاد

تا به مراد دلش حامله شد نه مه است

شه ره کون و فساد پاک شد از حادثات

[...]

۲۰ بیت
مجیرالدین بیلقانی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » شکوائیه » شمارهٔ ۶

 

گرچه ز اندوه جهان بر دل ما صد گره است

چاره عیش بسازیم که هم عیش به است

می خوریم از سر آزادی و دانیم که می

خوش کند حالت هر دل که ز غم پر گره است

پس ازین عشوه گردون به یکی جو نخرم

[...]

۸ بیت
مجیرالدین بیلقانی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳

 

پهلوان کز همه شاهان به هنر روزبه است

تیغش انصاف ستان فلک عشوه ده است

۱ بیت
مجیرالدین بیلقانی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳

 

پهلوان کز همه شاهان به هنر روزبه است

تیغش انصاف ستان فلک عشوه ده است

۱ بیت
مجیرالدین بیلقانی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۷ - فرجام کار بهرام و ناپدید شدن او در غار

 

دِرّهٔ محتسب که داغ‌نِه است

از پی دوغ کم‌دهانِ ده است

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۳۲ - رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه

 

درین پرده که‌انصافْ یاری‌ده است

اگر پرده کج نیاری‌، به است

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۴۳ - سگالش خاقان در پاسخ اسکندر

 

عنان بازکش که‌اژدها بر ره است

فسانه دراز است و شب کوته است

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۵۹ - افسانه آب حیوان

 

که از هر سواد آن سیاهی به است

که آبی درو زندگانی‌ده است

۱ بیت
نظامی
 

سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴

 

یارب در آن کلاله چرا عقل گمره است

کان صد هزار حلقه شب رنگ بر مه است

هم در کنار سایه شمشاد اوست باغ

هم بر کران چشمه خورشید او چه است

نقش بهشت چیست از آن باغ یک گل است

[...]

۱۰ بیت
سید حسن غزنوی
 
 
۱
۲
۳
۱۰
 
تعداد کل نتایج: ۱۹۳