×
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۲ - بردن شاه موبد ویس را به دز اشکفت و صفت دز و خبر یافتن رامین از ویس
اگر جانان من با من نباشد
همان خوشتر که جان در تن نباشد
۱ بیت
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۵ - در سؤال کردن در صفات مرگ و حیات یافتن آنجا فرماید
تن اینجا جانست بس مر تن نباشد
حدیث عشق بس در من نباشد
۱ بیت
سراج قمری » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴
چو لب تو غنچه نبود، چو رخت سمن نباشد
بر زلف تو چمن را، سر یاسمن نباشد
سخن از دهان تنگت چو شکر شکسته زاید
چه بود خود آن دهانی که شکرشکن نباشد
تو چه محنتی که شادی زتو هیچ جان نبیند
[...]
۶ بیت
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹
چون قد تو در چمن نباشد
چون روی تو یاسمن نباشد
اندر همه تنگهای شکر
شیرین تر از آن دهن نباشد
ای باغ، مشو غلط ز رویش
[...]
۹ بیت
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰
رنگینتر از رخ تو گل در چمن نباشد
چون عارض تو ماهی در انجمن نباشد
پوشیده هر کسی را پیراهنیست، لیکن
آب حیات کس را در پیرهن نباشد
فرهادوار بیتو جان میکنم، نگارا
[...]
۹ بیت
نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش دوم » شمارهٔ ۴۹
دل گرچه ترا بمن نباشد
جان بی تو مرا بتن نباشد
با این قد و ناز و دلفریبی
سروی چو تو در چمن نباشد
تنها نه برنگ تو گلی نیست
[...]
۷ بیت
صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۲۸۱ - عبدالظاهر
بود عالم چون تن گر تن نباشد
ظهور از هستی ذوالمن نباشد
۱ بیت