گنجور

اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۵

 

من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید

گم شد اثر من،اثرم هیچ مپرسید

گفتند که: چونی؟ نتوانم که بگویم

این بود که گفتم، دگرم هیچ مپرسید

فردا سر خود می‌کنم اندر سر و کارش

[...]

۹ بیت
اوحدی مراغه‌ای
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۲۱

 

محنت‌کش هجرم خبرم هیچ مپرسید

خون گشت دلم از جگرم هیچ مپرسید

دیوار و درم را همه افتاده ببینید

کرد آنچه به من چشم ترم هیچ مپرسید

دل منزل یار است مجویید نشانش

[...]

۶ بیت
واقف لاهوری