×
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد » بخش ۲
بکش جان و دل تا توانی ز رشک
که رشک آورد گرم و خونین سرشک
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴ - داستان مهبود با زروان
بزرگان ز مهبود بردند رشک
همیریختندی به رخ بر سرشک
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۱
همیریخت بطریق خونین سرشک
همی رخ پر از آب و دل پر ز رشک
۱ بیت
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر متقارب » شمارهٔ ۵۴
نشست و همی راند بر گل سرشک
از آن روزگار گذشته برشک
۱ بیت
عنصری » ابیات پراکندهٔ مثنویها » بحر خفیف » شمارهٔ ۴۱
رخ ز دیده نگاشته بسر شک
وان سرشکش برنگ تازه زرشک
۱ بیت
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان
گل از بادهٔ ارغوانی به رشک
چکان از هوا مهرگانی سرشک
۱ بیت
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴۰ - رفتن مهراج با گرشاسب
هم از خیری و گام چشم و زرشک
بشسته رخ هر یک ابر از سرشک
۱ بیت
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۷ - رسیدن گرشاسب به یاری اثرط و شبیخون او
بدان سوک برکرده گردون ز رشک
رخ نیلگون پُر ز سیمین سرشک
۱ بیت
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۹۳ - کوشش کوش برای نگهداشتن ایرانیان در سپاه خود
ز قارن همه ساله بودیش رشک
ز کینش شب و روز راندی سرشک
۱ بیت
جیحون یزدی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۲ - وله
سرو با قدت بگل خواهد فرو رفتن زرشک
گل زچهرت جامه رنگین سازد از خونین سرشک
۱ بیت