×
خیالی بخارایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۱
گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
در سرم این همه سودا زکجا پیدا شد
تا نهان شد ز نظر صورت روی تو مرا
بر رخ از دیده چه گویم که چه ها پیدا شد
آبم از روی ببرد اشک و نمی دانم چیست
[...]
۶ بیت