گنجور

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱

 

یک لحظه دل از صحبت جانان نگزیرد

هستی تو مرا جان و دل از جان نگزیرد

ای جان عزیزم چه کنی منع زلیخا

کآن دل‌شده از یوسف کنعان نگزیرد

بس ضربت هجران زده‌ای مرهم وصلی

[...]

۷ بیت
روح عطار