گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷

 

جعفر که ز رخ ماه تمامی دارد

در شهر بلطف و حسن نامی دارد

با لشکر حسن در میان خوبان

زآنست مظفر که حسامی دارد

۲ بیت
سیف فرغانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵

 

بر خاک درش هر که مقامی دارد

در هر دو جهان جاه تمامی دارد

یاری که بود به عشق او بدنامی

بدنام مگو که نیک نامی دارد

۲ بیت
شاه نعمت‌الله ولی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳۲۷

 

با رخت آینه خوش عیش تمامی دارد

شانه با هر شکن زلف تو دامی دارد

عمرها رفت ز وارستگی و می سوزم

تب واسوختگی طرفه دوامی دارد

۲ بیت
صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۹۳

 

دهرم به شکنج انزوا می دارد

وین مظلمه را چرخ روا می دارد

در محفل افسرده دوران بخیل

زانوست که کاسه ای به ما می دارد

۲ بیت
حزین لاهیجی
 

سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۴

 

سفر هوشوران زود تمامی دارد

باده کم نشئه چو افتد رگ خامی دارد

بادهٔ عشق بنوشید و مترسید که این

نه شرابی است که تا حشر تمامی دارد

زلف چون بند کند پای دلی در زنجیر

[...]

۵ بیت
سعیدا
 

افسر کرمانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۰

 

آن که در بزم نه ساقی و نه جامی دارد

نیست بی عیش ولی عیش حرامی دارد

آن که می، نوشد از آن لعل لب ساقی ما،

نوش بادش که عجب شرب مدامی دارد

باد می آید و چون می زدگان عربده جوست

[...]

۹ بیت
افسر کرمانی