×
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۴
ز شوخی مژه گر جام برنمی گردد
شکار چشم تو ناکام برنمی گردد
ز دور باش تو قاصد نرفته برگردید
غنیمت است که پیغام بر نمی گردد
دل آمده است یه یادم نشان الفت کیست
[...]
۵ بیت