×
مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱
بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است
از دوریت بما چه دگر باز مانده است
آمد خزان عمر و هوای چمن بجاست
پر رفته است و حسرت پرواز مانده است
چون دل زید به پنجه مژگان او که صید
[...]
۷ بیت