×
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۱
چون شعله آبروی نیاز است خون من
چون بیخودی چکیده راز است خون من
از کشتن وجود و عدم صرفه می برند
دشمن پرست دوست نواز است خون من
صیاد هرزه منت صیدم نمی کشد
[...]
۵ بیت