چون شعله آبروی نیاز است خون من
چون بیخودی چکیده راز است خون من
از کشتن وجود و عدم صرفه می برند
دشمن پرست دوست نواز است خون من
صیاد هرزه منت صیدم نمی کشد
گلدسته بند چنگل باز است خون من
در بند یک ترانه گرفتم که جان دهم
مانند نغمه در رگ ساز است خون من
از سوختن چراغ دلم زنده شد اسیر
چون خس بهار سوز و گداز است خون من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و غمانگیز شاعر اشاره دارد. شاعر خون خود را به عنوان نماد نیاز و راز معرفی میکند و بیان میکند که این خون، در واقع نمایانگر عشق و درد اوست. او از کشته شدن وجود و عدم میگوید و خونش را نشانهای از دشمنی و دوستی میداند. همچنین، احساس اسیری و وابستگی به هنر و موزیک را بازگو میکند و در نهایت به ناراحتی و سوختن دلش اشاره میکند. به طور کلی، شعر تضادهای عاطفی و عمق احساسات انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی که نیاز به چیزی احساس میشود، آبروی انسان مانند شعلهای در میآید و خون من به خاطر بیخودی و درونیترین رازهایم، جاری شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از تنش و رنجی که برخی افراد در روابط خود به وجود میآورند سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که دشمنان نه تنها به وجود خود آسیب میزنند، بلکه محبت دوستان نیز در این شرایط تحت تأثیر قرار میگیرد. در واقع، شاعر به تضاد میان عشق و کینه و تأثیر منفی آن بر زندگی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: صیاد به شکار من توجهی ندارد، در حالی که چنگل همچنان آماده است و خون من در حال جاری شدن است.
هوش مصنوعی: در دام یک آهنگ افتادهام که حاضرم جانم را فدای آن کنم، زیرا خون من به مانند نغمهای است که در رگهای ساز جاریست.
هوش مصنوعی: از خاموشی چراغ دلم، احساسم زنده شده است، مانند گیاهی که در بهار در آتش سوز و گداز میسوزد، خون من نیز تحت تأثیر این آتش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.