×
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹
آنچه از ما می کشد حیرانی ما روز و شب
کی خجالت می کشد از دست سودا روز و شب
عکس او طفلانه با آیینه بازی می کند
چون گرفت آرام در چشم و دل ما روز و شب
هرزه گرد است آسمان یکدم نمی گیرد قرار
[...]
۵ بیت