گنجور

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴

 

مجنون راه عشقم و دل هادی منست

منشور عاشقی خط آزادی منست

آن آتشی که کوه نیاورد تاب آن

شبها چراغ و روز گل وادی منست

مجنون کجاست تا گله ی دل کنم که او

[...]

۷ بیت
بابافغانی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳

 

تا بوی زلف یار در آبادی منست

هر لب که خنده‌ای کند از شادی منست

بالم وداع جلوة پرواز می‌کند

یارب دگر که در پی صیّادی منست؟

دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا

[...]

۵ بیت
فیاض لاهیجی