ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صفت سی و دوم - جزع و بی تابی
گفتمش این قدر آزار دل زار مکن
گفت اگر یار منی شکوه ز آزار مکن
گفتم از درد دل خویش به جانم چه کنم
گفت تا جان بودت درد دل اظهار مکن
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - صبر و شکیبایی
عاشقم بر رنج خویش و درد خویش
بهر خشنودی شاه فرد خویش
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - ثمراتی که بر صبر مترتب می شود
ناز پرورد تنعم نبرد را، به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - ثمراتی که بر صبر مترتب می شود
صبر تلخ آمد و لیکن عاقبت
میوه شیرین دهد پر منفعت
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - ثمراتی که بر صبر مترتب می شود
دل را اگر ز درد به جان آورد کسی
بهتر که درد دل به زبان آورد کسی
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
غم و شادمانی به سر می رود
به مرگ این دو از سر به در می رود
غم از گردش روزگاران مدار
که بی ما بسی بگذرد روزگار
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
هر که درین بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
در نومیدی بسی امید است
پایان شب سیه سفید است
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
هر نیک و بدی که در شمار است
چون در نگری صلاح کار است
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکم لله
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم
رأی آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل -اموری که طالب صبر باید مراعات نماید
مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل
قبول کرد به جان هر سخن که سلطان گفت
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صبر حضرت ایوب علیه السلام
چون همه اجزایم از انعام او
رسته اند از غرق دانه دام او
گر ز تلخی می کند فریاد و داد
خاک عالم بر سر اجزام باد
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صبر حضرت ایوب علیه السلام
هین بگو کمتر سر و اشکنبه ای
رفته گیر از کنج خوان یک حبه ای
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صبر حضرت ایوب علیه السلام
گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر
در راه وفاداری جان در قدمت ریزم
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صبر حضرت ایوب علیه السلام
اگر روزی دهی ور جان ستانی
تو دانی هر چه خواهی کن تو دانی
خالد نقشبندی » مفردات (معما به نامهای خاص) » شماره ۱
تا به خالت شد سر زلف آشنا
عالمی را عام شد درد و بلا
خالد نقشبندی » مفردات (معما به نامهای خاص) » شماره ۲
به تاب تب فتاد از تاب رویت این دل بیتاب
ز تاب کاکلت از سینه شد صبر و ز چشمم خواب
خالد نقشبندی » مفردات (معما به نامهای خاص) » شماره ۳
مظهر لطف صمدی خالد است
منبع فیض ابدی خالد است
خالد نقشبندی » مفردات (معما به نامهای خاص) » شماره ۴
نازم به رعنا دلبری سالار هر دو عالم است
بینم به پای اخترش افشانده تاج آدم است
