گنجور

 
۱
۲
۳
۶
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱

 

عشق تو امیراست کنون برجانم

بیچاره شده منتظر فرمانم

در قبضۀ قدرتت اسیرم

چون نیست پدیدای پسر درمانم

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۴

 

تا قبلۀ عشاق جهان روی تو شد

روی بت و بتگران همه سوی تو شد

چوگان سر زلف تو رهبان چو بدید

انگشت برآورد و یکی‌گویِ تو شد

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۵

 

خود راز برای خویش غمناک مدار

بردار نظر ز خاک و بر خاک مدار

چون قبلۀ تو جمال معشوقۀ تست

رو سجده کن وز هیچکس باک مدار

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۸

 

از آتش عشق تو اگر خاک شوم

از دفتر هستی ای پسر پاک شوم

از لوث حدوث ساحت عزت را

پاکیزه کنم چو از خودی پاک شوم

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۱

 

آن را که براق عشق حامل باشد

معشوق بدو بطبع مایل باشد

بی زحمت نیستی وجود پاکش

هر هستی را همیشه قابل باشد

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۳

 

عاشق چو دل از وجود خود برگیرد

اندر دَوَد و دامن دلبر گیرد

واللّه که عجب نباشد از دلبر او

کاو را به کمال لطف در برگیرد

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۳

 

آن را که بخواند او به ناچار آید

تا هستی او به امر در کار آید

وانرا که کشید لطف او نزد خودش

بی واسطه‌ای محرم اسرار آید

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۵

 

در عشق تو من بی‌دل و ایمان شده‌ام

وز بهر تو چون زلف تو پیچان شده‌ام

نی نی غلطم کنون من از قوّت عشق

بگذشته‌ام از دو کون و جانان شده‌ام

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۷

 

اندر طلب یار همی باش چو گوی

بی پا و سری خویشِ تواَند در تک و پوی

کان چیز که در پردۀ وحدت باشد

در بی‌خودی ای پسر نماید به تو روی

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۷

 

در آینه گر یار نظر فرماید

ما را ز بلای خود حذر فرماید

ترسم که چو دید خوبی حضرت خود

ما را ز در خویش سفر فرماید

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۷

 

تا من به میان رسول یابم با تو

تنها ز همه جهان من و تنها تو

خورشید نخواهم که بر آید با تو

آیی بر من سایه نباشد با تو

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۸

 

خواهی که سخن ز جان آگه شنوی

و اسرار درونی شهنشه شنوی

کم گرد ز خویش تا تو از هستی خود

بی‌خود همه اِنَّنی اَنَا اللّه شنوی

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۱۹

 

چندانکه مرا ز حسن دلبر باید

او را ز من شکسته هم درباید

چون ناز ورا نیاز من دربایست

پس مرتبۀ نیاز برتر باید

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۰

 

در عشق چو اختیار یاری نبود

بی عشق ز اختیار یاری نبود

در بارگه مراد معشوقهٔ ما

جز عشق به‌اختیار کاری نبود

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۲

 

گر هر چه ترا هست همه دربازی

ور هستی خود جدا کنی انبازی

باشد که ز خود باز رهی در‌تازی

در پرتو نور او پناهی سازی

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۵

 

خواهم که ز عشق تو دگر سار شوم

از ذکر خودی برون برم باز شوم

اندر غلطم اگر دویی پندارم

چون با تو یکی شوم به تو باز شوم

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۷

 

از نفی وز اثبات برون صحرائیست

کین طایفه را در آن میان سودائیست

عاشق چو بدانجا برسد نیست شود

نه نفی و نه اثبات نه او را جائیست

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۷

 

جانم ز ولع خیمه بصحرا میزد

آتش بوجود عقل دانا میزد

بی مرسل و منزلی بسرمایۀ عشق

پیوسته دم از رفیق اعلی میزد

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۸

 

آنانکه ز جام عشق مستند هنوز

در تحت تصرف الستند هنوز

از دنیی و آخرت اگر آگاهند

در مذهب عشق بت پرستند هنوز

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 

عین‌القضات همدانی » لوایح » فصل ۲۹

 

ای دل ز جهان نیک و بد بیرون شو

وز عالم بیخوان تو خود بیرون شو

خواهی که ز وحدتش تو آگاه شوی

بگذار ازل پس ز ابد بیرون شو

۲ بیت
عین‌القضات همدانی
 
 
۱
۲
۳
۶
 
تعداد کل نتایج: ۱۰۴