گنجور

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۶ - در حق شمس الدین وزیر

 

ای شمی دین جمال تو اصل سعادتست

درگاه فرخ تو سپهر سیادتست

هم عفو احتمال ترا رسم سیرتست

دور سپهر هست چنان کت ارادتست

من عاجزم ز گفتن مدحت ، که مدح تو

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - قطعۀ مصنوع

 

بعلم نظیرش نیابی بهمت

بگیتی مثالش نیابی بحکمت

مقدم بدانش ، ممیز ببخشش

مظفر بکوشش ، موفر بخدمت

ز زمزم حلاوت چشاند بسیرت

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۴۱ - لغز در نام قطب

 

مهی ، کندر سمرقند از لب او

نبات مصر را جان می فزاید

اگر طوطی طبع جان فزاید

بشاخ شکر نابش گراید

بشولد مر طبق را بر طریقی

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۵۰ - در مدح عمر بن عبدالعزیز

 

دو عمر آورد پیدا روزگار

هر دو را نام پدر عبدالعزیز

آن عمر را عدل بود آیین و رسم

این عمر را عدل هست و علم نیز

آن عمر مر ظالمان را کرد قهر

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۵۹ - هم در حق شمس الدین

 

اجل شمس دین ، ای بچشم عنایت

شده حال آزادگان را ملاحظ

نه ایام را جز شعار تو زینت

نه اسلام را جز جوار تو حافظ

بر جود تو ما حضر جود حاتم

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۶۲ - نیز در حق شمس الدین

 

ای صدر شرق و غرب خداوند شمس دین

خصم ترا مباد ز انده فراغ دل

آثار شکر تو فضلا را غذای روح

انوار مهر تو عقلا را چراغ دل

در مجلس تو هست مرا رحمت روان

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۷۴ - در تهنیت وزارت

 

صدرا ، وزارت از تو جمالی گرفت نو

دیوان بمنصب تو جلالی گرفت نو

کار ممالک از پس نقصان بی قیاس

از نوک خامهٔ تو کمالی گرفت نو

هر مفسلی ، که بود در اطراف شرق و غرب

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۷۵ - در شکر گزاری از پادشاه

 

احوال بنده باز نظامی گرفت نو

اسباب عیش بنده قوامی گرفت نو

بی صیت و نام بود وز عدل خدایگان

صیتی گرفت تازه و نامی گرفت نو

بخت نفور گشته باقبال سنجری

[...]

۴ بیت
وطواط
 

وطواط » غزلیات » شمارهٔ ۵

 

جانا ، مرا غم تو به غایت همی‌رسد

اندوه عشق تو به نهایت همی‌رسد

گویی: حکایتی مکن از حال عشق من

خود کی ز عشق تو به حکایت همی‌رسد؟

حسن تو ختم گشت نخواهد، که هر زمان

[...]

۴ بیت
وطواط