گنجور

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - ایضا در مدح ملک اتسز

 

ای ترا جاه قباد و حشمت افراسیاب

پیش تیغ عزم تو منسوخ تیغ آفتاب

در کمال تو غلط کردم، که هر فرمان بریت

هست با جاه قباد و حشمت افراسیاب

با جلال قدر تو نازل بود قدر فلک

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - در مدح وزیر ثقة الدین

 

صدر ثقة الدین کنف خلق جهانست

خاک دراو کعبهٔ اشراف زمانست

آراسته از طالع او روی سپهرست

افروخته از طلعت او صحن جهانست

در خدمت او تقویت خرد و بزرگست

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۵۵ - در مدح علاءالدوله اتسز

 

چون علاء دولت و دین دروغا خنجر کشد

رایت اعزاز حق بر گنبد اخضر کشد

تا بود زین سان هلاک خسم او، از آفتاب

هم سپر گیرد بکف گردون و هم خنجر کشد

دهر کی یارد که در راه خلافش پا نهد؟

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۵۹ - و هم در ستایش اتسز گوید

 

ای آنکه در جهان ز تو سری نهان نماند

با عدل تو نشان ستم در جهان نماند

تا چرخ تیغ فتنه نشان در کفت نهاد

از فتنه هدف در نواحی عالم نشان نماند

از خسروان عرصهٔ عالم، بعلم و حلم

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۸۷ - هم در مدح اتسز و تهنیت ورود او به سرای کمال الدین گوید

 

ای زتیغ بی قرار تو ممالک را قرار

صفحهٔ دولت ز آثار حمیدت پر نگار

اختران کی بود جز بر هوای تو مسیر؟

و آسمان را کی بود جز بر مراد تو مدار؟

نه در ایوان سخاوت مثل تو بوده جواد

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح کمال الدین ابوالقاسم محمد بن ابوبکر خال

 

ای جناب تو قبلهٔ اقبال

حضرت تو مخیم آمال

دین اسلام را کمال تویی

از تو مصروف باد عین کمال

تو ابو القاسمی بکنیت و هست

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۵۸ - قصیدۀ ذوقافتین در مدح خاقان کمال‌الدین نظام‌الدوله ارسلان خان ابوالقاسم محمود

 

ای دلبری، که نیست نظیر تو در جهان

جانی مرا و بلکه گران‌مایه تر ز جان

دیدار تو سپهر نشاطست بر زمین

رخسار تو بهشت جمالست در جهان

داری دو لب چو ساخته دو پاره لعل

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ملک اتسز

 

ای غریو کوس تو در گوش بانگ ارغنون

جزع گشت فام از گرد خیلت گنبد فیروزه گون

با سر تیغ تو عمر سرکشان گشته هبا

در کف سهم تو جان گرد نان مانده زبون

در فلک از عمر تو معمور عالمهای جان

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۷۲ - هم در مدح اتسز گوید

 

خوارزمشه ، که هست زمانه غلام او

دور سپهر و سیر ستاره بکام او

از صورت هلال فلک را بهر مهی

در گوش حلقه ایست ، مگر شد غلام او ؟

بوده بقای فضل و هنر در بقای او

[...]

۲۳ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح شمس الدین وزیر

 

مایهٔ افتخار و صورت جاه

ای هدی را ز حادثات پناه

شمس دین آنکه عدل شامل او

بر سر خلق هست ظل الله

آن بد و پشت نیک خواه قوی

[...]

۲۳ بیت
وطواط