گنجور

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس

 

گفت قاضی مفلسی را وا نما

گفت اینک اهل زندانت گوا

گفت ایشان متهم باشند چون

می‌گریزند از تو می‌گریند خون

وز تو می‌خواهند هم تا وارهند

[...]

۹۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را

 

گفت پیغامبر مر آن بیمار را

چون عیادت کرد یار زار را

که مگر نوعی دعایی کرده‌ای

از جهالت زهربایی خورده‌ای

یاد آور چه دعا می‌گفته‌ای

[...]

۹۶ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ

 

چون به هوش آمد بگفت ای کردگار

مجرمم بودم به خلق اومیدوار

گرچه خواجه بس سخاوت کرده بود

هیچ آن کفو عطای تو نبود

او کله بخشید و تو سر پر خرد

[...]

۹۶ بیت
مولانا