گنجور

مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و چهارم

 

امروز به قونیه، می‌خندد صد مه رو

یعنی که ز لارنده، می‌آید شفتالو

در پیش چنین خنده، جانست و جهان، بنده

صد جان و جهان نو ، در می‌رسد از هر سو

کهنه بگذار و رو در بر کش یار نو

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن

 

دین نه آن بازیست کو از شه گریخت

سوی آن کمپیر کو می آرد بیخت

تا که تتماجی پزد اولاد را

دید آن باز خوش خوش‌زاد را

پایکش بست و پرش کوتاه کرد

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود

 

عاقلی بر اسپ می‌آمد سوار

در دهان خفته‌ای می‌رفت مار

آن سوار آن را بدید و می‌شتافت

تا رماند مار را فرصت نیافت

چونکه از عقلش فراوان بد مدد

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش

 

گفت پیغامبر مر آن بیمار را

این بگو کای سهل‌کن دشوار را

آتنا فی دار دنیانا حسن

آتنا فی دار عقبانا حسن

راه را بر ما چو بستان کن لطیف

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خون‌ریز مسلمانان بیشتر نشود

 

چون رسول آمد به پیش پهلوان

داد کاغذ اندرو نقش و نشان

بنگر اندر کاغذ این را طالبم

هین بده ورنه کنون من غالبم

چون رسول آمد بگفت آن شاه نر

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضل‌ترست و عزیزتر و شریف‌تر و مکرم‌تر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او

 

واعظی را گفت روزی سایلی

کای تو منبر را سنی‌تر قایلی

یک سؤالستم بگو ای ذو لباب

اندرین مجلس سؤالم را جواب

بر سر بارو یکی مرغی نشست

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما

 

جان بسی کندی و اندر پرده‌ای

زانک مردن اصل بد ناورده‌ای

تا نمیری نیست جان کندن تمام

بی‌کمال نردبان نایی به بام

چون ز صد پایه دو پایه کم بود

[...]

۵۴ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۳ - مثل

 

عارفی پرسید از آن پیر کشیش

که توی خواجه مسن‌تر یا که ریش

گفت نه من پیش ازو زاییده‌ام

بی ز ریشی بس جهان را دیده‌ام

گفت ریشت شد سپید از حال گشت

[...]

۵۴ بیت
مولانا