گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷

 

آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا

با تو بگویم حال او برخوان اذا جاء القضا

جباروار و زفت او دامن‌کشان می‌رفت او

تسخرکنان بر عاشقان بازیچه دیده عشق را

بس مرغ پران بر هوا از دام‌ها فرد و جدا

[...]

۴۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره

 

مکر زن پایان ندارد رفت شب

قاضی زیرک سوی زن بهر دب

زن دو شمع و نقل مجلس راست کرد

گفت ما مستیم بی این آب‌خورد

اندر آن دم جوحی آمد در بزد

[...]

۴۵ بیت
مولانا