گنجور

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲

 

که جلوه‌ کرد که آفاق پر ز انوارست

که رخ نمود که ‌گیتی تمام فرخارست

که لب‌ گشود ندانم‌ که از حلاوت او

به هرکجا که نظر می‌کنم نمکزارست

دگر ‌که آمد و زنجیر دل ‌که جنبانید

[...]

۶۷ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید

 

رسید نامهٔ دلدار دوشم از شیراز

دوان‌ گرفتم و بوسیدم و نمودم باز

نوشته بود مرا کای مقیم‌ گشته به ری

چه روی داد که دل برگرفتی از شیراز

شنیده‌ام ‌که به ری شاهدان شنگولند

[...]

۶۷ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵ - در مدح امیرالامرا‌‌ء العظام شاهرخ خان قاجار می‌فرماید

 

انجمن پر انجمست از مهر چهر ماه من

خیز ای خادم برون بر شمع را از انجمن

الله الله چیست انجم آفتاب آمد برون

شمع را بگذار تا بیهوده سوزد همچو من

می‌نسوزد شمع راکس زود برخیز ای ندیم

[...]

۶۷ بیت
قاآنی