گنجور

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ - وله ایضاً رحمه‌لله

 

صبح چون مهر سرزد از خاور

مهربان ماه من رسید از در

جعد چین چین فتاده تا به میان

زلف خم خم رسیده تا به‌ کمر

هان مگو زلف یک چمن سنبل

[...]

۶۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - درستایش شاهزاده رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گوید

 

نگار من‌که بود جایگاه در جانش

عقیق را به جگر خون‌کند دو مرجانش

نشیب مشک ختن راغ راغ نسرینش

فراز برگ سمن باغ باغ ریحانش

نشان سیاهی خال از دل ‌گنهکارش

[...]

۶۵ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - د‌ر مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب‌الله ثراه گوید

 

دلکی هست مرا شیفته و هرجایی

عملش عشق‌پرستی هنرش شیدایی

پیشه‌اش روز به دنبال نکویان رفتن

شب چه پنهان ز تو تا صبح قدح ‌پیمایی

چه‌گویم دلکا موعظهٔ من بپذیر

[...]

۶۵ بیت
قاآنی