گنجور

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۶

 

از تکسر، اگرش طره به هم بر شده است

عارضش باری ازین عارضه خوشتر شده است

داشتش آینه گردی و کنون روشن شد

که به آه دل عشاق منور شده است

از لبت شربت قند ار چه رسیدست به کام

[...]

۳۹ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - در مدح امیر شیخ حسن

 

صبا، چون پرده ز روی بهار بگشاید

عروس گل، تتق از صد بار بگشاید

چو چشم یار نماید بعینه نرگس

که بامداد ز خواب خمار بگشاید

گشاد باغ ز نرگس هزار چشم و کجاست

[...]

۳۹ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲ - در حکمت آفرینش

 

به نام آنکه این دریای دایر

ز عین عقل اول کرد ظاهر

عیان شد عین عقل از قاف قدرت

سه جوی آورد اندر باغ فطرت

درخت نور چشم جان برافراخت

[...]

۳۹ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲۳ - اجازه سفر خواستن جمشید

 

ملک جمشید کرد آن راز مشهور

فرستاد از در و درگاه فغفور

ندیمی را طلب فرمود و بنشاند

حکایت‌های شب یک یک فروخواند

به عزم روی دستوری طلب کرد

[...]

۳۹ بیت
سلمان ساوجی