گنجور

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۲۱

 

نظام واسطه عقد گوهر آدم

که سلک ملک ز رایش گرفته است نظام

زهی به دیده ادراک دوربین دیده

هم از دریچه آغاز چهره انجام

به دست رای منیرت عنان اشهب صبح

[...]

۳۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۵ - در مدح سلطان اویس

 

فرخ اختر اختری دری و دری شاهوار

شد ز برج خسروی و درج شاهی آشکار

آسمان در حلقه بر خود گوهری می داشت گوش

ساخت امروزش برای آفرینش گوشوار

سالها می جست چشم آفتاب نوربخش

[...]

۳۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۶۵ - غزل

 

دردا که رفت دلبر و دردم دوا نکرد

صد وعده بیش داد و یکی را وفا نکرد

بردم هزار قصه حاجت به نزد یار

القصه شد روان و حاجت روا نکرد

از آن تیر غمزه بر تن من موی کرد راست

[...]

۳۱ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۶۶ - غزل

 

آنکه عمری چو صبا بر سر کویش جان داد

چه شود گر همه عمرش نفسی آرد یاد

در فراق تو چو بر نامه نهم نوک قلم

از نهاد قلم و نامه برآید فریاد

بیش چون صبح مدم دم که بدین دم چو چراغ

[...]

۳۱ بیت
سلمان ساوجی