گنجور

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۴۳

 

حبذا صدر صفحه‌ای که به است

به همه بابی از بهشت برین

میزند نور شمسه‌اش چون صبح

خنده بر ما و زهره و پروین

وصف نقش و نگار دیوارش

[...]

۱۶ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۹

 

از مروت نیست پیشش بحر را خواندن سخی

وز سبکباری ست گفتن کوه را نزد ش حلیم

ای عیون اختران از خاک در گاهت کحیل !

وی جبین آسمان از داغ فر مانت وسیم

هم به جنب همتت گردون خسیس ومه گد ا

[...]

۱۶ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۶ - در معراج پیامبر (ص)

 

در آن شب در سرای ام هانی

روان شد سوی قصر لا مکانی

براق برق سیر آورد جبریل

که جوزا را غبارش کرد تکحیل

نشست احمد بر آن برق قمر سم

[...]

۱۶ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۰ - رباعی

 

ماییم کله چو لاله بر خاک زده

صد نعره چو ابر از دل غمناک زده

از مهر چو صبح پیرهن چاک زده

آنگه علم مهر بر افلاک زده

شکر گفتار گفتا ای سمن بوی

[...]

۱۶ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۹۶ - دوبیتی

 

از دیده دلم روز وداعش نگران شد

با قافله اشک دَراُفتاد و روان شد

ای جان کم از او گیر برو با غم او باش

دل رفت و همه روزه در آن می‌نتوان شد

جوابش داد جم کای مایه ناز

[...]

۱۶ بیت
سلمان ساوجی