فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایش خرد
به گفتار دانندگان راه جوی
به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۰ - بنیاد نهادن کتاب
دل روشن من چو برگشت از اوی
سوی تخت شاه جهان کرد روی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۰ - بنیاد نهادن کتاب
نبشته من این نامهٔ پهلوی
به پیش تو آرم مگر نغنوی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۰ - بنیاد نهادن کتاب
شو این نامهٔ خسروان باز گوی
بدین جوی نزد مهان آبروی
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
پسر بد مر او را یکی خوبروی
هنرمند و همچون پدر نامجوی
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
پذیره شدش دیو را جنگجوی
سپه را چو روی اندر آمد به روی
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲ - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کینخواهی پدرش سیامک
برفت و جهان مردری ماند ازوی
نگر تا که را نزد او آبروی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
جهان را فزوده بدو آبروی
فروزان شده تخت شاهی بدوی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
تن آزاد و آباد گیتی بر اوی
بر آسوده از داور و گفتگوی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
چو این گفته شد فرّ یزدان از اوی
بگشت و جهان شد پر از گفتوگوی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
بپرسید کاین چاره با من بگوی
نتابم ز رای تو من هیچ روی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
سر تازیان مهتر نامجوی
شب آمد سوی باغ بنهاد روی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
همیدون به ضحاک بنهاد روی
نبودش به جز آفرین گفت و گوی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
بدو گفت بنگر که از آرزوی
چه خواهی بگو با من ای نیکخوی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
که فرمان دهد تا سر کتف اوی
ببوسم بدو بر نهم چشم و روی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
نگر تا که ابلیس از این گفتوگوی
چه کرد و چه خواست اندر این جستجوی
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید
پدید آمد از هر سویی خسروی
یکی نامجویی ز هر پهلُوی