گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱ - شهریاری پنج‌سالهٔ شهرو، فرمان پلی دیگر بر دجله و آیین تخت شاپور خردسال

 

به شاهی برو آفرین خواندند

همه مهتران گوهر افشاندند

یکی موبدی بود شهرو به نام

خردمند و شایسته و شادکام

بیامد به کرسی زرین نشست

[...]

۲۵ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۲ - تاخت طایر غسانی بر طیسفون و اسارت نوشه، زادن ملکه و محاصرهٔ شاپور در دژ یمن

 

چو یک چند بگذشت بر شاه روز

فروزنده شد تاج گیتی فروز

ز غسانیان طایر شیردل

که دادی فلک را به شمشیر دل

سپاهی ز رومی و از قادسی

[...]

۲۴ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۳ - نگرستن ملکه از باروی دژ به شاپور، پیام شبانهٔ دایه و پیمان مهر و وصلت

 

به شبگیر شاپور یل برنشست

همی رفت جوشان کمانی به دست

سیه جوشن خسروی در برش

درفشان درفش سیه بر سرش

ز دیوار دژ مالکه بنگرید

[...]

۳۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۴ - مست کردن طایر و سپاهش به نبید، شبیخون شاپور به دژ، برکندن کتف و سوختن گل نوبهار

 

ز خاور چو خورشید بنمود تاج

گل زرد شد بر زمین رنگ ساج

ز گنجور دستور بستد کلید

خورش خانه و خمهای نبید

بدژدر هرانکس که بد مهتری

[...]

۳۹ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۵ - سفر نهانی شاپور به روم در کسوت بازرگان، دوختن در پوست خر و تاختن قیصر بر ایران

 

چنان بد که یک روز با تاج و گنج

همی داشت از بودنی دل به رنج

ز تیره شب اندر گذشته سه پاس

بفرمود تا شد ستاره‌شناس

بپرسیدش از تخت شاهنشهی

[...]

۷۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۶ - رازگشایی شاپور بر کنیزک، سوگند رازداری، رهایی از چرم خر با شیر و تدارک گریز از روم

 

چنین تا برآمد برین چندگاه

به ایران پراگنده گشته سپاه

به روم آنک شاپور را داشتی

شب و روز تنهاش نگذاشتی

کنیزک نبودی ز شاپور شاد

[...]

۴۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۷ - گریز نهانی شاپور و دختر قیصر، فرود به خان باغبان و خبر ویرانی ایران

 

چو بر زد سر از برج شیر آفتاب

ببالید روز و بپالود خواب

به جشن آمدند آنک بودی به شهر

بزرگان جوینده از جشن بهر

کنیزک سوی چاره بنهاد روی

[...]

۵۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۸ - شاپور مهمان باغبان: سپردن مهر به موبدان‌موبد، شادی و گریستن او و وصف سوار و یار

 

ببود آن شب و خورد و گفت و شنید

سپیده چو از کوه سر بر کشید

چو زرین درفشی برآورد راغ

بر میهمان شد خداوند باغ

بدو گفت روز تو فرخنده باد

[...]

۲۷ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۹ - یافتن فر شاپور، گرد آمدن سپاه در سورستان و فرمان بستن راه طیسفون از قیصر

 

چو پالیزبان گفت و موبد شنید

به روشن روان مرد دانا بدید

که آن شیردل مرد جز شاه نیست

همان چهر او جز در گاه نیست

فرستاده‌ای جست روشن‌روان

[...]

۳۵ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۰ - غفلت قیصر در طیسفون، شبیخون شبانهٔ شاپور و گرفتار کردن قیصر و نامدارانش

 

بسی برنیامد برین روزگار

که شد مردم لشکری شش هزار

فرستاد شاپور کارآگهان

سوی طیسفون کاردیده مهان

بدان تا ز قیصر دهند آگهی

[...]

۳۵ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۱ - نامهٔ پیروزی شاپور به مهتران، تاج‌گذاری در طیسفون و مکافات قیصر با مهار خر

 

چو شب دامن روز اندر کشید

درفش خور آمد ز بالا پدید

بفرمود شاپور تا شد دبیر

قلم خواست و انقاس و مشک و حریر

نوشتند نامه به هر مهتری

[...]

۵۴ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۲ - تاختن شاپور به مرز روم، گرفتاری قیصر، کین‌خواهی یانس و گریز او، کشتار رومیان و سوختن صلیب

 

عرض‌گاه و دیوان بیاراستند

کلید در گنجها خواستند

سپاه انجمن شد چو روزی بداد

سرش پر ز کین و دلش پر ز باد

از ایران همی راند تا مرز روم

[...]

۳۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۳ - تاج‌گذاری برانوش، نامهٔ زنهارخواهی به شاپور و پاسخ گشاده‌روی شاه

 

یکی مرد بود از نژاد سران

هم از تخمهٔ نامور قیصران

برانوش نام و خردمند بود

زبان و روانش پر از بند بود

بدو گفت لشکر که قیصر تو باش

[...]

۳۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۴ - پذیرش باژ روم و واگذاری نصیبین، گشودن شهر نافرمان، مرگ قیصر و بنیاد شهرهای اسیران

 

برانوش چون پاسخ نامه دید

ز شادی دل پاک‌تن بردمید

بفرمود تا نامداران روم

برفتند صد مرد زان مرز و بوم

درم بار کردند خروار شست

[...]

۵۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۵ - دعوی پیغمبری مانی نزد شاپور، شکست در مناظره با موبد و پوست‌کندن او

 

ز شاهیش بگذشت پنجاه سال

که اندر زمانه نبودش همال

بیامد یکی مرد گویا ز چین

که چون او مصور نبیند زمین

بدان چربه دستی رسیده به کام

[...]

۳۵ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۶ - سپردن تاج شاپور به اردشیر جوان، پیمان پسر خردسال، اندرز داد و مرگ شاه

 

ز شاپور زان‌گونه شد روزگار

که در باغ با گل ندیدند خار

ز داد و ز رای و ز آهنگ اوی

ز بس کوشش و جنگ و نیرنگ اوی

مر او را به هر بوم دشمن نماند

[...]

۵۹ بیت
فردوسی