گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۱

 

ز میرین یکی بود کهتر به سال

ز گردان رومی برآورده یال

گوی بر منش نام او اهرنا

ز تخم بزرگان رویین تنا

فرستاد نزدیک قیصر پیام

[...]

۷۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۳

 

سکندر چو بشنید کامد سپاه

پذیره شدن را بپیمود راه

میان دو لشکر دو فرسنگ ماند

سکندر گرانمایگان را بخواند

چو سیر آمد از گفتهٔ رهنمای

[...]

۷۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۸

 

وزان جایگه لشکر اندر کشید

دمان تا به شهر برهمن رسید

بدان تا ز کردارهای کهن

بپرسد ز پرهیزگاران سخن

برهمن چو آگه شد از کار شاه

[...]

۷۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۸

 

گهار گهانی بدان جایگاه

گوی شیرفش با درفش سیاه

برآشفت چون ترگ رستم بدید

خروشی چو شیر ژیان برکشید

بدو گفت من کین ترکان چین

[...]

۷۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳

 

چو خورشید سر برزد از کوهسار

سواران توران ببستند بار

بتوفید شهر و برآمد خروش

تو گفتی همی کر کند نعره گوش

بدرگاه افراسیاب آمدند

[...]

۷۸ بیت
فردوسی