گنجور

فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۸

 

چو یک پاس بگذشت از تیره شب

به پیش اندر آمد خروش جلب

بخندید بر بارگی شاه نو

ز دم سپه رفت تا پیش رو

سپهدار چون پیش لشکر کشید

[...]

۶۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۷

 

بفرمود تا بهمن آمدش پیش

ورا پندها داد ز اندازه بیش

بدو گفت اسپ سیه بر نشین

بیارای تن را به دیبای چین

بنه بر سرت افسر خسروی

[...]

۶۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۶

 

همی‌تاخت خسرو به پیش اندرون

نه آب وگیا بود و نه رهنمون

عنان را بدان باره کرده یله

همی‌راند ناکام تا باهله

پذیره شدندش بزرگان شهر

[...]

۶۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۱

 

چو چندی برآمد برین روزگار

شب و روز آسایش آموزگار

چنان بد که در کوه چین آن زمان

دد و دام بودی فزون از گمان

ددی بود مهتر ز اسپی بتن

[...]

۶۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۶

 

چنین تا برآمد برین چندگاه

ز گستهم پر درد شد جان شاه

برآشفت روزی به گردوی گفت

که گستهم با گردیه گشت جفت

سوی او شدند آن بزرگ انجمن

[...]

۶۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۸

 

چو گرگین نشان تهمتن شنید

بدانست کآمد غمش را کلید

فرستاد نزدیک رستم پیام

که ای تیغ بخت و وفا را نیام

درخت بزرگی و گنج وفا

[...]

۶۶ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۴

 

چو از جهن پیغام بشنید شاه

همی کرد خندان بدو بر نگاه

به پاسخ چنین گفت کای رزمجوی

شنیدیم سر تا سر این گفت و گوی

نخست آن که کردی مرا آفرین

[...]

۶۶ بیت
فردوسی