فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۸
چو یک پاس بگذشت از تیره شب
به پیش اندر آمد خروش جلب
بخندید بر بارگی شاه نو
ز دم سپه رفت تا پیش رو
سپهدار چون پیش لشکر کشید
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۷
بفرمود تا بهمن آمدش پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
بدو گفت اسپ سیه بر نشین
بیارای تن را به دیبای چین
بنه بر سرت افسر خسروی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۶
همیتاخت خسرو به پیش اندرون
نه آب وگیا بود و نه رهنمون
عنان را بدان باره کرده یله
همیراند ناکام تا باهله
پذیره شدندش بزرگان شهر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۱
چو چندی برآمد برین روزگار
شب و روز آسایش آموزگار
چنان بد که در کوه چین آن زمان
دد و دام بودی فزون از گمان
ددی بود مهتر ز اسپی بتن
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۶
چنین تا برآمد برین چندگاه
ز گستهم پر درد شد جان شاه
برآشفت روزی به گردوی گفت
که گستهم با گردیه گشت جفت
سوی او شدند آن بزرگ انجمن
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۸
چو گرگین نشان تهمتن شنید
بدانست کآمد غمش را کلید
فرستاد نزدیک رستم پیام
که ای تیغ بخت و وفا را نیام
درخت بزرگی و گنج وفا
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۴
چو از جهن پیغام بشنید شاه
همی کرد خندان بدو بر نگاه
به پاسخ چنین گفت کای رزمجوی
شنیدیم سر تا سر این گفت و گوی
نخست آن که کردی مرا آفرین
[...]