گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در مدح شاه صفی

 

نشست گل به سریر چمن سلیمان وار

گشود چون پریان بال، ابر گوهربار

شکوه از افق شاخ همچو صبح دمید

شفق نگار شد از لاله دامن کهسار

زمین ز تربیت ابر یوسفستان شد

[...]

۶۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مرثیه شاه صفی

 

پادشاهی و جوانی سد راه او نشد

کرد چون ادهم ز ملک عالم فانی کنار

در خور اقبال روزافزون خود جایی نیافت

بال بر هم زد برون رفت از جهان بی مدار

در محرم کرد عزم قندهار و در صفر

[...]

۶۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در موعظه و تخلص به مدح نبی اکرم (ص)

 

تا نگردیده است خورشید قیامت آشکار

مشت آبی زن به روی خود ز چشم اشکبار

در بیابان عدم بی توشه رفتن مشکل است

در زمین چهره خود دانه اشکی بکار

مزرع امید را زین بیشتر مپسند خشک

[...]

۶۸ بیت
صائب تبریزی