گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۰ - در شکایت از روزگار

 

به فلک تخته در ندوخته‌اند

چشم خورشید بر ندوخته‌اند

کوه را در هوا نداشته‌اند

شمس را بر قمر ندوخته‌اند

دیده بانان بام عالم را

[...]

۲۴ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد

 

بیدقی مدح شاه می‌گوید

کوکبی وصف ماه می‌گوید

بلکه مزدور دار خانهٔ نحل

صفت عدل شاه می‌گوید

ذره در بارگاه خورشید است

[...]

۲۴ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۹ - مطلع سوم

 

اینک مواقف عرفات است بنگرش

طولش چو عرض جنت و صد عرض اکبرش

دهلیز دار ملک الهی است صحن او

فراش جبرئیلش و جاروب شهپرش

نوار لله از تف نفس و آه مشعلش

[...]

۲۴ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۹۷ - در مدح رکن الدین محمدبن عبد الرحمن طغان یزک

 

میر کشور گشای رکن الدین

که درش دیو را شهاب کند

حرز امت محمد آنکه ز حلم

کنیتش دهر بوتراب کند

فخر آل طغان یزک که فلک

[...]

۲۴ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است

 

به تعریض گفتی که خاقانیا

چه خوش داشت نظم روان عنصری

بلی شاعری بود صاحب‌قران

ز ممدوح صاحب‌قران عنصری

ز معشوق نیکو و ممدوح نیک

[...]

۲۴ بیت
خاقانی