وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴ - پناه جهان
زهی پایه چتر اقبال تو
ز فرط بلندی برون از جهات
پناه جهان قطب گردون مکان
وجود تو مستظهر کاینات
به گرد تو گردند نیک اختران
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۲ - خر گدا
چند ای خر گدا توان گفتن
که مرا بخت هم عنان بودهست
پسر آرق وزیرم من
پدر من وزیر خان بودهست
چه کنم زن جلب که یک باری
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۳ - تب شاهزاده
هاتف غیبم سحرگه مژدهای آورده است
مژده باد ای مخلصان میر میران، مژده باد
تا ابد تب از وجود حضرت شهزاده رفت
مژده باد ای پادشاه عالم جان، مژده باد
در میان شب زغیبش سد گل صحت شگفت
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۱ - استر بیعلف
ای خداوند که چون مرکب آهو تک تو
ناورد کره گر آهو همه مرکب زاید
مرکبی دارم و از حسرت یک مشت علف
بر علفزار فلک بیند و دندان خاید
نسبتی هست چو با اسب تو او را در اصل
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۲ - در خیمهٔ سوداگردان
درون خیمه سوداگران نیست
ز جنس خوردنی جز کرس در کار
به تیر خیمه دایم چشمشان باز
که هست از نان کماج آن نمودار
بود بر بار دایم دیگشان لیک
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری
زن جلبی رفته و در همچو من
کرده سخنهای پریشان رقم
میروم و میخرم و میخورم
داروی کاری که براند شکم
پس ز پی جایزهاش بر دهن
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵ - مبارک باد
مبارک باد میگویند شه را
جهانی بسته صف در خدمت او
ولیکن من بعکس جمله هستم
مبارکباد گوی خلعت او
چرا زان رو که خلعت شد مشرف
[...]
وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی
دریغ از جان قلی کز جور گردون
کناری پر ز خون رفت از میانه
زمانه دشنهٔ جورش چنان زد
که نوک دشنه در دل کرد خانه
طلب کردم چو تاریخش خرد گفت :
[...]