گنجور

وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۸ - حکایت

 

به حربا گفت خفاشی که تا چند

سوی خورشید بینی دیده دربند

ازین پیکر که سازد چشم خیره

چرا عالم کنی بر خویش تیره

ز نشترهاش کاو الماس دیده‌ست

[...]

۱۷ بیت
وحشی بافقی