عشق آن بود، که از تو تویی را به در کند
ویرانه ی وجود تو زیر و زبر کند
عشق آن بود، که هرکه بدان گشت سربلند
بر نیزه سر نماید و با نیزه سر کند
عشق آن بود، که تشنه ی دیدار یار را
حنجر زآب خنجر فولاد تر کند
عاشق کسی بود، که به دوران عاشقی
بر خود حدیث عیش جهان مختصر کند
هرکس که در زمانه شود دردمند عشق
از راحت زمانه به کلّی حذر کند
در باغ جان هر آنکه نشاند نهال غم
نبود غمش که خشک شود یا ثمر کند
عاشق به جز حسین علی کیست در جهان
کز بهر دوست از همه عالم گذر کند
کو چون حسین آنکه زسودای عاشقی
نه شادمان به نفع و نه خوف از ضرر کند
کو چون حسین آنکه به میدان امتحان
جانان هر آنچه گویدش او بیشتر کند
حق خواهدش که تن به خدنگ بلا، دهد
او جان و تن به تیر بلایش سپر کند
از خود گذشته اکبر از جان عزیزتر
در راه دوست داده و ترک پسر کند
ای من غلام همّت والای آن شهی
کز ممکنات یکسره قطع نظر کند
هم خواهران و دخترکانش دهد اسیر
هم کودکان خورد نشان قدر کند
از نینوا، به کوفه و از کوفه تا به شام
رأس بریده با حرم خود سفر کند
برتر بود ز عرش علا خاک کربلا
نازم به عشق او که به خاک این اثر کند
بهتر بود ز آب بقا خاک درگهش
خضر نبی کجاست که خاکی به سر کند
گفتی که چهره سرخ «وفایی» کند ز عشق
آری کند ولیک ز خون جگر کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف عشق و ویژگیهای آن میپردازد و به خصوص عشق به امام حسین (ع) اشاره میکند. شاعر بیان میکند که عشق انسان را از خود بیرون میکند و او را به سوی معشوق میکشاند. عشق باعث میشود که فرد به خاطر محبوبش از همه چیز بگذرد و در سختیها ایستادگی کند. همچنین، عشق حقیقی به نوعی رنج و فداکاری نیاز دارد و عاشق باید آمادگی داشته باشد تا برای محبوبش حتی جان خود را فدای کند. شخصیتهایی مانند حسین بن علی (ع) به عنوان نمونههای بینظیر عشق و فداکاری معرفی میشوند، که برای تحقق اهداف عالی خود از تمام داشتهها میگذرند. در نهایت، شاعر بر عظمت و ارزش عشق واقعی تأکید میکند که در راه دوست، انسان را به بالاترین درجات انسانی میرساند.
هوش مصنوعی: عشق واقعی آن است که وجود تو را به کلی دگرگون کند و همه ساختارهایی که تو را تشکیل دادهاند، ویران کند.
هوش مصنوعی: عشق واقعی به گونهای است که انسان را به اوج میرساند، تا جایی که حتی در سختترین شرایط هم میتواند شجاعانه از خود دفاع کند و افتخار کند.
هوش مصنوعی: عشق این است که فردی که به شدت به دیدن معشوقش نیاز دارد، آنقدر احساس سوز و گداز میکند که حتی خنجر تیزی میتواند حنجرهاش را از شدت تشنگی زخمی کند.
هوش مصنوعی: عاشق شخصی بود که در زمان عشقش، شادیهای زندگی را به سادهترین و کوتاهترین شکل بیان کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به درد عشق دچار شود، از آسایش و راحتی دوری میکند و به کلی از آن روی برمیگرداند.
هوش مصنوعی: در باغ وجود هر کس که نهال اندوه را بکارد، هیچ غمی ندارد که خشک شود یا ثمر دهد.
هوش مصنوعی: در دنیا کسی جز حسین علی نیست که به خاطر عشق به دوست، از تمام دنیا و همه چیز بگذرد و عبور کند.
هوش مصنوعی: کسی مانند حسین وجود ندارد که از عشق و شوق به محبوب نه خوشحال باشد به خاطر سود و نه نگران از ضرر.
هوش مصنوعی: کسی مانند حسین که در میدان آزمایش، هرچه عشق و محبوبش بگوید را با جان و دل انجام میدهد و حتی از همه چیز بیشتر توجه میکند.
هوش مصنوعی: مُعشوقه، سرنوشت خود را قبول میکند و آغوشش را به روی درد و رنج میگشاید؛ او جان و جسمش را فدای عشق میکند و به عنوان سپر، در برابر تیرهای غم و فراق میایستد.
هوش مصنوعی: اکبر برای دوستش جانش را عزیزتر از هر چیزی گذشت و پسرش را رها کرد.
هوش مصنوعی: من به فدای اراده و عزم بلند آن پادشاه هستم که از تمام امکانات دنیوی کاملاً چشمپوشی کرده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خواهران و دختران او (شخصیت مورد نظر) همچنان در اسارت و درد هستند و کودکان بیدفاع و کوچک نیز ارزش و مقام این وضعیت را درک میکنند. به طور کلی اشاره به وضعیت نگرانکننده و دشوار زنان و کودکان دارد که در شرایط ناگواری به سر میبرند.
هوش مصنوعی: از نینوا به کوفه و از کوفه تا شام، سر بریده به همراه خانوادهاش سفر میکند.
هوش مصنوعی: کربلا از عرش بالا نیز برتر است. من به عشق او افتخار میکنم که این خاک را چنین موثر و باارزش قرار داده است.
هوش مصنوعی: بهتر بود که خاک این مکان، جایگاه خضر نبی باشد، زیرا او از آب زندگی بهرهمند است و در اینجا کسی نیست که بر خاک بیفتد و از آن بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: گفتی که چهرهات از عشق سرخ خواهد شد، بله، اما این سرخی ناشی از خون دل است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاها ، ز زخم تیغ تو گردون حذر کند
در زیر رایت تو ظفر مستقر کند
دستت همان دهد که زمین و زمان دهد
تیغت همان کند که قضا و قدر کند
آن کس که دید لطف نسیم خصال تو
[...]
ای صاحبی که دامن جان پرگهر کند
اندیشه چون زبان بثنای تو تر کند
افلاک را مهابت تو پشت پا زند
تمثال را لطافت تو جانور کند
اتش ز لطف طبع تو ممکن که همچو دود
[...]
مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند
طاقت نهد به گوشه و آنگه نظر کند
صورتگری نقش خود از جان کند سخن
چون روی او بدید سخن مختصر کند
او پرده بگرفت، بگویید باد را
[...]
زلف تو بر دو هفته قمر چون مقر کند
آشوبها به پشتی دور قمر کند
چون روی تست فاتحه خرمی دلم
اخلاص بندگی تو دائم زبر کند
بر حد تیغ و نوک سنان گر بسوی تو
[...]
یار ار بچشم مست سوی ما نظر کند
دل پیش تیغ غمزه او جان سپر کند
آن کو زکبر می ننهد پای بر گهر
برمن که خاک کوی شدم کی گذر کند
بی مهر ماه طلعت او آفتاب را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.