گنجور

نظاره

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

جلوهٔ روی تو آفتاب ندارد

نشئهٔ ماء تو را شراب ندارد

طرّه مده پیچ و تاب، باز کن از هم

غالیه آنقدر پیچ تاب ندارد

زلف تو بر روی تو بود، عجبی نیست

هر بچه ای ز آتش، اجتناب ندارد

ما همه دیوانهٔ توئیم، که مجنون

روز جزا پرسش و حساب ندارد

پیر و جوان عاشق جمال تو هستند

عشق، تخصّص به شیخ و شاب ندارد

عاشقی آموز از جمال نکویان

عشق بتان، دفتر و کتاب ندارد

عشق تو دل برد یک نظاره که کردم

عشق، مگر شور و انقلاب ندارد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام