گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵ - به سروناز شیراز

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

باز شد روزنی از گلشن شیراز به من

میکشد نرگس و نارنج سری باز به من

سروناز ارم از دور به من کرد سلام

جای آن را که چنان سرو کند ناز به من

افق طالع من طلعت باباکوهی است

کو فروتابد از آن کوه سرافراز به من

بانی کلک فریدون به قطار از شیراز

بار زد قافله شکر اهواز به من

با سر نامه گشودم در گنجینه راز

که هم از خواجه گشوده است در راز به من

شمعی از شیخ شکفته است شبستان افروز

گر چه پروانه دهد رخصت پرواز به من

شور عشقی که نهفته است در این ساز غزل

عشوه ها می دهد از پرده شهناز به من

دل به کنج قفس از حسرت پروازم سوخت

گو هم آواز چمن کم دهد آواز به من

شهریارا به غزل عشق نگنجد بگذار

شرح این قصه جانسوز دهد ساز به من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام