دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
ساغر حوصله را شیر و شکر ساخته ایم
چقدر سرو ببالد که درآید به نظر
قد رعنای تو را مد نظر ساخته ایم
چمن الفت و آیینه حیرت داریم
ننگ ما بی سر و پایان چقدر ساخته ایم
بازوی کوهکن و تیشه الماس کجاست
بیستون دگر از لخت جگر ساخته ایم
گل آیینه به خورشید کند ناز اسیر
نامش از یاد رخی باغ نظر ساخته ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان دوگانگی دوست و دشمن میپردازد و از ارتباطهای مختلفی که در زندگی وجود دارد سخن میگوید. او میگوید که با یکدیگر ساغر حوصله را شیر و شکر کردهاند و بر زیبایی و جذابیت محبوبش تأکید میکند. همچنین، به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند و به نوعی از درد و رنج و سختیهای زندگی نیز سخن میگوید، مانند اشاره به کوه بیستون و چالشهای آن. شعر در نهایت به زیبایی گل و عشق و زندگی میپردازد و از معجزات طبیعت و عشق انسانی یاد میکند.
هوش مصنوعی: بیایی دوست و دشمن را به آرامش دعوت کنیم، و در کنار هم با حوصله و محبت، لحظات شیرینی را بسازیم.
هوش مصنوعی: چقدر بلندی و زیبایی سرو، که به خاطر تو، رعنای تو را مورد توجه قرار دادهایم.
هوش مصنوعی: ما در کنار چمن و آینههایی از حیرت زندگی میکنیم و این ننگ ماست که چقدر بیهدف و بیسرانجام ساختهایم.
هوش مصنوعی: کوهنورد و تیشهاش کجا هستند؟ ما دیگر بیستون را از صمیم قلب و با زحمت بسیار ساختهایم.
هوش مصنوعی: گل در زیر نور خورشید به زیبایی خود میبالد و چهرهٔ محبوبش را فراموش نکرده است. به خاطر او، باغی از زیباییها ساختهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.