با لبش همزبانیی کردم
مردم و زندگانیی کردم
یک صبوحی زدم به یاد کسی
صبح را باغبانیی کردم
گرد نسیان به خاطر افشاندم
صید راز نهانیی کردم
آرزوها به دل گره شده بود
دیدمش جانفشانیی کردم
رفته بودم ز خاطر همه کس
بر دل خود گرانیی کردم
حرفی از دفتر جنون خواندم
دعوی نکته دانیی کردم
گرد راه فتادگی گشتم
با فلک هم عنانیی کردم
بی محابا زدم بر آتش اسیر
در صف دل جوانیی کردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربهای عاطفی و معنوی سخن میگوید. او با عشق و اشتیاق به یاد کسی، زندگی و آرزوهایش را تحت تأثیر قرار میدهد. در مسیر یادآوری و فراموشی، به جستجوی رازهای نهانی میرود و برای دل خود در جستجوی آرامش است. همچنین به عشق و جنون اشاره میکند و از تلاش برای درک زندگی و خودشناسی میگوید. به طور کلی، این اشعار به کنکاش در دنیای احساسات و رابطههای انسانی پرداخته و تجارب عمیقی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: با لبانش ارتباط برقرار کردم و با او زندگی کردم.
هوش مصنوعی: در یک صبحگاه نوشیدنی نوشیدم و به یاد کسی، به باغبانی پرداختم.
هوش مصنوعی: به خاطر غفلت و فراموشی، افکار و خاطرات را از ذهن خود دور کردم و به دنبال کشف یک راز پنهان رفتم.
هوش مصنوعی: آرزوهایی که در دل داشتم، به هم پیوسته بود. وقتی او را دیدم، از جانم مایه گذاشتم.
هوش مصنوعی: من از یاد همه مردم رفته بودم و در دل خود، سنگینی و ناراحتی را احساس میکردم.
هوش مصنوعی: در کتاب دیوانگی، چیزی را خواندم که باعث شدم خود را دانای نکات عمیق تصور کنم.
هوش مصنوعی: به دور جادهای افتاده و سرگشته شدم و با آسمان همنشینی کردم.
هوش مصنوعی: بدون هیچ ترسی، بر آتش زندانی دلم کوشیدم و جوانی کردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.