دل چو خون شد ناز اشک پرده در نتوان کشید
منت خشک اینقدر از چشم تر نتوان کشید
آتش از آتش تواند برد نرد سوختن
جز محبت در دلم نقش دگر نتوان کشید
ما کجا دست گریبان پاره کردن از کجا
تا نباشد فرصتی آه از جگر نتوان کشید
چشم و دل پوشیده می باید به راه دوستی
پرده رسوایی است در بیرون در نتوان کشید
دیده ای مطلب رواییهای نومیدی اسیر
دست از دامان آه بی اثر نتوان کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق و درونی شاعر است. او از درد و رنجی صحبت میکند که دلش را فراگرفته و اشکهایی که نمیتواند از چشمانش بریزد. همچنین، شاعر اشاره میکند که عشق و محبت تنها چیزی هستند که میتوانند در دلش باقی بمانند و از دیگر احساسات خبری نیست. او به شرایط دشواری که در روابط دوستی وجود دارد، اشاره میکند و میگوید که در این شرایط نمیتوان پرده رازها و رسواییها را به راحتی کنار زد. در نهایت، شاعر احساس میکند که امید و آرامش در زندگیاش امکانپذیر نیست و از دامان غم نمیتواند رها شود.
هوش مصنوعی: دل وقتی پر از غم و اندوه میشود، اشکها به قدری زود و بیاختیار ریخته میشوند که نمیتوان پردهی دل را از آنها پاک کرد. این مقدار اشک و غم به قدری زیاد است که نمیتوان از چشمها کمتر کرد.
هوش مصنوعی: آتش فقط با آتش میتواند خاموش شود، اما در دل من تنها عشق است که میتواند جای دیگری را پر کند.
هوش مصنوعی: ما در کجا دست به کار خرابکاری میزنیم و از کجا میتوانیم این کار را انجام دهیم؟ تا وقتی که فرصتی برای آه کشیدن از دل وجود ندارد.
هوش مصنوعی: برای داشتن دوستی واقعی، باید چشم و دل خود را از دیدن برخی چیزها بپوشانیم، زیرا در واقع نمیتوان رسواییها را به راحتی در مقابل دیگران آشکار کرد.
هوش مصنوعی: اگر دست از تلاش و کوشش نزنیم و همیشه به دنبال امید باشیم، هرگز به دامان ناامیدی و بیفایده شدن نخواهیم افتاد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.