سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
دل به دریا افکنم ساحل همان گیرم نبود
سینه ای بر تیر باران تغافل می دهم
التفات خنجر قاتل همان گیرم نبود
آنکه دیدم عمری از آیینه دل روی او
یک نفس از حال من غافل همان گیرم نبود
ترک دل کردم چه پروا دارم از تاراج عمر
برقها مطلب روا حاصل همان گیرم نبود
دل گره می زد به کارم ترک او کردم اسیر
برخود آسان کردم این مشکل همان گیرم نبود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان احساساتی عمیق و دشواریهای زندگی میپردازد. او میگوید که در حالتی از آوارگی و بیپناهی به سر میبرد و حتی در تلاش برای رهایی، به نتایج مطلوبی نمیرسد. شاعر به سرگذشت عاشقانهاش اشاره دارد و میگوید که شخصی که سالها او را دوست داشته و در دلش جای داشته، هیچگاه به حال او توجه نکرده است. او همچنین اشاره میکند که علیرغم ترک عشق، از مشکلات زندگی نمیهراسد و این مسأله او را آزردهخاطر نمیکند. بهطور کلی، شعر به درماندگی، عشق و رهایی پرداخته است.
هوش مصنوعی: اگر آواره شوم و در جایی مقیم نباشم، باز هم به جایی نمیرسم؛ حتی اگر دل به دریا بزنم، به ساحل امنی دست نخواهم یافت.
هوش مصنوعی: من در برابر تیرهای بیتوجهی، سینهام را سپر میکنم و با توجه به خنجری که میتواند جانم را بگیرد، باز هم این حقیقت را نمیپذیریم.
هوش مصنوعی: کسی که من را یک عمر در آینه دلش میبیند، هرگز از حال من غافل نیست و برای او نبودن من به معنی غفلت از من نیست.
هوش مصنوعی: به دل بستم و دیگر از هدر رفتن عمرم نگران نیستم، چون در نهایت آنچه را که میخواهم، بدست میآورم و نیازی به دیگران ندارم.
هوش مصنوعی: دل به کارم مشغول میشد، اما از او دور شدم. با این حال، خودم را درگیر کردم و این موضوع برایم مشکل بزرگی شد. در واقع، همان مشکل قبلاً وجود نداشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.