ز خوی سرکشی دل در بر امّید میرقصد
که در بزمش دل هر ذره با خورشید میرقصد
شراب بیمحابای عدم کیفیتی دارد
که جام از جوش مستی در کف جمشید میرقصد
چنان اجزای هستی در هوای او به رقص آمد
که صد مطلب روایی با دل نومید میرقصد
بهار میپرست آمد گل هنگامهها رنگین
خروش ابر میخواند هوای بید میرقصد
نبیند چشم بد گویش چه صبح است این چه شام است این
گل خورشید میخندد هلال عید میرقصد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار احساسات سرکشی و امید را به تصویر میکشد. دل در آرزوی وصال میرقصد و همه اجزای هستی به شادی و نشاط دعوت شدهاند. شراب به نوعی از بیحد و مرز به تصور میآید که در بزمهایی همچون بزم جمشید خود را نشان میدهد. در بهار، گلها و ابرها به رقص و سرور مشغولاند و حتی با دیدن زیباییها، چشم بد نمیتواند بر آنها تأثیر بگذارد. خورشید و گلها به جشن و شادی پرداخته و زندگی با سرور و امید ادامه دارد.
هوش مصنوعی: دل پر از امید و سرکشی است و در جمع دوستان، هر ذره از وجودش با شادی و نور خورشید میرقصد.
هوش مصنوعی: شراب آزاد و بیحد و مرز، دارای خاصیتی است که باعث میشود جام، در اثر نشئگی و شور زندگی، به طور شگفتانگیزی در دستان جمشید به رقص درآید.
هوش مصنوعی: اجزای هستی به قدری در عشق او شاد و سرشار از حرکتاند که گویی هر کدام داستانی برای گفتن دارند و حتی دلهای ناامید هم از این شادی به رقص درمیآیند.
هوش مصنوعی: بهار با خود زیبایی و سرسبزی آورد، گلها در حال شکفتناند و رنگها در طبیعت به وضوح دیده میشوند. ابرها به آرامی میبارند و صدایی پرنشاط ایجاد میکنند. همچنین، در این هوای دلپذیر، درخت بید به آرامی در حال رقصیدن است.
هوش مصنوعی: چشمهای بدبین نمیتوانند زیباییهای این صبح را ببینند، این که چه صبح دلانگیزی است و چه شامی در پیش است. گل خورشید با خوشحالی میخندد و ماه نو به شادی میرقصد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.