رخی از باده رخشان می توان کرد
گلی از شعله خندان می توان کرد
اگر از خویش پنهان می توان شد
تو را از خلق پنهان می توان کرد
ز شور بیخودی در بزم مستان
دل ما را نمکدان می توان کرد
ز رویت خنده بر گل می توان زد
سرش را هم چراغان می توان کرد
بهار سینه صافی تربت من
گل از خاکم به دامان می توان کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی باده و عشق سخن میگوید و اشاره میکند که میتوان از لذتهای زندگی و شادیهای آن بهرهبرد. او به این نکته اشاره دارد که اگر فردی بخواهد میتواند در تنهایی خود را پنهان کند، و در عین حال، عشقش را نیز از دیگران مخفی نگه دارد. شاعر به شور و حال محبت و شادی در زندگی میپردازد و از زیباییهای طبیعی مانند گل و بهار در زندگیاش یاد میکند. در نهایت، او بیان میکند که میتواند از عشق و زیباییهای زندگی خود گلها و شادیها به وجود آورد.
هوش مصنوعی: میتوان با چهره زیبای دلپذیر شراب، لبخند شادی را ایجاد کرد و از شعلههای آتش، گلی شاداب و سرزنده به وجود آورد.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی از خودت پنهان شوی، میتوانی از دیگران هم پنهان شوی.
هوش مصنوعی: از شادی و شور ناشی از بیخودی در مهمانی مستان، میتوان دل ما را مانند نمکدان سرشار کرد.
هوش مصنوعی: از چهرهات میتوان شادی و زیبایی را به نمایش گذاشت، حتی میتوان برای بهتر شدنش آن را زینت داد.
هوش مصنوعی: بهار که میرسد، قلب من مانند خاکی که گل از آن میروید، پاک و زنده میشود. به این ترتیب، میتوانم زیباییها و احساسات خوب را مانند گلهایی در دامان زمین تجربه کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه صبر از وصل جانان می توان کرد
نه هجران بر خود آسان می توان کرد
نه با دل بر توان آمد به تدبیر
نه از وصل تو درمان می توان کرد
نه سرّ عشق با کس می توان گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.