می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
لب گشودی و صبا حرف زدن یاد گرفت
از دل خون شده ام یاد تو وحشت آموخت
همچو طوطی که در آیینه سخن یاد گرفت
کار توفیق نیفتاد به استادی کس
کی کسی پیشه دیوانه شدن یاد گرفت
باعث زمزمه پیرایی دیوانه مپرس
دید در خواب خوش آن چشم و سخن یاد گرفت
چقدر خنده به فهمیدگی عالم زد
هر که یک حرف ندانسته ز من یاد گرفت
شکوه دل شکنی های تو را بس که اسیر
کرد با خویش ندانسته سخن یاد گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و یادگیری از تجربههای تلخ و شیرین اشاره دارد. شاعر از تاثیرات عمیق عشق بر احساسات و تفکراتش صحبت میکند و میگوید چگونه عشق او را به یادگیری و فهمیدن چیزهای جدید ترغیب کرده است. او به یادگیری سخن گفتن و بیان احساساتش از طریق عشق اشاره میکند و به تصاویری مانند طوطی که در آیینه سخن میگوید، اشاره مینماید. در نهایت، شاعر به دلشکنیهای معشوق و تاثیر آن بر خود میپردازد و میگوید که حتی در ناامیدیها نیز چیزی را یاد گرفته است.
هوش مصنوعی: تو با زیباییها و لطافتهای چمن آشنا شدی و وقتی لب به سخن گشودید، نسیم نیز به شیوهی تو صحبت کردن را آموخت.
هوش مصنوعی: دل من از یاد تو پر از غم و اندوه شده و این یاد تو برایم ترس و هراس به همراه آورده، درست مانند طوطی که در مقابل آینه میبیند و سخن گفتن را یاد میگیرد.
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت به سادگی به دست نمیآید و هیچ کس نمیتواند به سرعت هنر دیوانگی و آزاداندیشی را بیاموزد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیتی که دارد، از دیوانه نمیپرسی، چرا که در خواب خوش، آن چشم و کلام را آموخته است.
هوش مصنوعی: هر کس که بدون آگاهی از من چیزی یاد گرفت، چقدر بر عقل و درک دیگران خندید.
هوش مصنوعی: شکایت میکنم از سختیهایی که به دلم وارد کردی، زیرا ناخواسته باعث شدی تا به سادگی از تو یاد بگیرم و به تو وابسته شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.