در دلم سیر کوی یار گذشت
خارم از پا گل از کنار گذشت
وعده های کهن فریب تواند
می توانم ز انتظار گذشت
خنده زد غنچه گریبانی
چاک از دامن بهار گذشت
ساغر و شیشه سایه گل و سرو
نتوان از چمن خمار گذشت
می رسد از غبار خاطر ما
از سرخاک ما چه کار گذشت
توبه پر سخت رو اسیر خمار
راستش کار از انتظار گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و دردناک خود را درباره عشق و انتظار بیان میکند. او از خاطرات و وعدههای ناموفقی سخن میگوید که همچنان در دلش باقی ماندهاند. او به زیبایی گل و بهار اشاره میکند و میگوید که نمیتواند از شگفتیهای طبیعت و عشق بگذرد. در نهایت، شاعر احساس ناتوانی خود را در برابر انتظار طولانی و غمناک بیان میکند و میگوید که نتوانسته از این وضعیت رهایی یابد.
هوش مصنوعی: در قلبم خاطرههای عشق معشوق غوغا کرد، در حالی که خارهایی از پا عبور کردند و گلها از کنارم گذشتند.
هوش مصنوعی: وعدههای قدیمی میتوانند فریبدهنده باشند، اما من میتوانم از انتظار طولانی بگذرم.
هوش مصنوعی: غنچهای که خنده بر لب دارد، چاکی از دامن بهار را میگیرد و از کنار آن میگذرد.
هوش مصنوعی: جام و ظرفی که در دست داریم و سایه گل و درخت سرو، نمیتوان از باغ نشئه و مستی گذر کرد.
هوش مصنوعی: از یادها و خاطرات ما، از خاک و ماضیمان چه حوادثی گذشته است.
هوش مصنوعی: توبه کردن کار آسانی نیست و برای کسی که در دام عشق گرفتار شده، این کار به نظر میرسد که به زحمت زیادی نیاز دارد. در واقع، از روزهای انتظار و امید گذشته و حالا کار به جایی رسیده که دیگر نمیتوان در انتظار ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.