گنجور

 
اسیر شهرستانی

هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است

هر سر مژگانم از حسرت پر پروانه ای است

رفته ام از خویش پندارم ز یادش رفته ام

عالم یکرنگی عاشق تماشاخانه ای است

بیخودم کیفیت گلزار عشق از من مپرس

سایه هر برگ سبزش گوشه میخانه ای است

گاه مستم گاه مجنون گه در آتش گه در آب

تا ابد گر گویم از نیرنگ عشق افسانه ای است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جویای تبریزی

قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است

آنکه ز ابر رحمتش هر قطره رزق دانه‌ای است

جوش یک‌رنگی ز بس با هم نیاز و ناز داشت

در نظر هر شعلهٔ شمعم پر پروانه‌ای است

بی‌تو دل در سینه‌ام افگنده شور محشری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه