بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است
بی نوبهار روی تو گلزار بوده است
جان کشته شهادت و دل تشنه وصال
در خون تپیدنی چقدر کار بوده است
در خواب پای خم شده با کعبه همسفر
آن را که جذبه تو طلبکار بوده است
روزی که جام شور به منصور داده اند
هر کس به قدر خویش گرفتار بوده است
بیهوشیم نگر به چه آگاهیی رسید
توفیق در پیاله سرشار بوده است
زان جنگجو شکایت بیجا مکن اسیر
دایم جفا عزیز و وفا خوار بوده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عمیق عشق و longing سخن میگوید. شاعر به توصیف حالتی از عشق و دلتنگی میپردازد که در آن، معشوق باعث خموشی و افکار عمیق در دل عاشق شده است. او به تصویر گلزار در غیاب بهار میپردازد و اشاره میکند که عشق، جان را به شهادت و دل را به تشنگی وصال میکشاند. شاعر اشاره میکند که در خواب، خود را به سمت معشوق میکشاند و از ناملایمات میگوید که هر کسی به اندازه خود درگیر عشق و مشکلات آن بوده است. در نهایت، با بیهوشی از عشق و نارضایتی از جفا و بیوفایی در روابط، فضایی از درد و ناامیدی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: چشم تو بدون جام و شیشه مانند فردی خمار و مست بوده است و بدون بهار، چهرهات مانند گلزار و زیبا شده است.
هوش مصنوعی: کسی که جانش را در راه شهادت داده و دلش به شدت خواهان وصال است، چقدر درد و رنج را تحمل کرده است تا به این حالت رسیده باشد.
هوش مصنوعی: در خواب، پای من خم شده و با کعبه همراه شده است؛ این حالتی است از من که خواهان جذب تو بودهام.
هوش مصنوعی: روزی که جام سرور و شادمانی به منصور داده شده است، هر فرد به اندازه و ظرفیت خود در این شادی درگیر و مشغول بوده است.
هوش مصنوعی: ما در غفلت و بیخبری به سر میبریم، اما نگاهی به توفیق و خوششانسی میاندازیم که در دل این پیاله پر از نوشیدنی نهفته است.
هوش مصنوعی: از آن مبارز نالان و بیدلیل نشوید، چون که همیشه اسیر سختیها بوده و عشق و وفاداری را بیقدر شمرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.