هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
عضو عضوم را کمند جستجویی برده است
بی نیازی چهره خورشید را ساید به خاک
شبنم این باغ بسیار آبرویی برده است
یک سر مو بر تنم سرگشتگی در کار نیست
جستجوی او مرا هر دم به سویی برده است
گلشن پاک اعتقادی را صفای دیگر است
سایه خارش نصیب از رنگ و بویی برده است
کرده از چشمش تمنای نگاه گرم اسیر
تا مزار دل چراغ آرزویی برده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعی و عشق اشاره میکند. او از بادی سخن میگوید که بویی از موی معشوق به ارمغان میآورد و نشان میدهد که جستجوی عشق او را به سمتهای مختلفی میکشاند. همچنین اشاره میکند که نیازی به خورشید ندارد و شبنم باغ، آبرو و زیبایی خاصی دارد. شاعر احساس میکند که موهای معشوق روی تنش اثر گذاشته و در پی او همیشه در حال جستجوست. در نهایت، او از تمنای نگاه معشوق و آرزوی خود برای نزدیک شدن به او میگوید.
هوش مصنوعی: هر جا که نسیم خوشبو میوزد، عطری از آن موهای دلربا به مشام میرسد و من، به دنبالهی عشق، قدم به قدم در جستجوی آن زیبایی هستم.
هوش مصنوعی: نیاز نداشتن، مانند تابش نوری است که بر روی گلهای شبنمزده این باغ میافتد و نشاندهندهی ارزش و بزرگی آنهاست.
هوش مصنوعی: من به اندازهای گرفتار گمگشتگی هستم که حتی یک سر مو بر بدنم هم نمیتواند این وضعیت را نشان دهد. در واقع، هر بار که به دنبال او میگردم، مرا به سمت جدیدی میکشاند.
هوش مصنوعی: باغی که در آن ایمان و باورهای پاک وجود دارد، زیبایی و طراوت خاصی دارد. سایهی این باغ از نعمت و طراوتی برخوردار است که به آن جلوه و طعم خاصی بخشیده است.
هوش مصنوعی: از چشم او خواهش نگاه گرمی به دلِ اسیر وجود دارد که به مزار عشق من، نور آرزوهایی را آورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.