گر شود همسایه زلفت صبا نامحرم است
ور شود همخوابه چشمت حیا نامحرم است
شد چراغم روشن از خاکستر بخت سیاه
بعد از این آیینه دل را صفا نامحرم است
تا دعای دوست شد ورد دل خلوت نشین
گر اثر باشد زبان وقت دعا نامحرم است
آشنای عشق را با روشنایی کار نیست
کلبه تاریک عاشق را ضیا نامحرم است
حسن را هر چند حیرت پاسبان باشد اسیر
گر شود آیینه او چشم ما نامحرم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به موضوع عشق و حرمتها اشاره دارد و میگوید که هر چیزی که به همسایه یا محبوب او نزدیک شود و از حالت پاکی خارج شود، نامحرم است. او به چالشهای عشق و جداییهای ناشی از آن پرداخته و بیان میکند که حتی دعا و آثار آن نیز زمانی که در جمع مخاطبان قرار میگیرد، ممکن است نامحرم شوند. شاعر همچنین به تاریکی و تنهایی عاشق اشاره میکند و میگوید که روشنایی عشق در این کلبه تاریک جایی ندارد. در نهایت، او از احساس حیرت و اسیری که زیبایی (حسن) به وجود میآورد، سخن میگوید و اینکه حتی آیینهای که نسبت به آن نگاه میشود، میتواند نامحرم باشد.
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی همسایه موهای تو شود، این به منزلهی نداشتن حیاست؛ و اگر چشمانت همخواب شود، باز هم حیا نداشتهای.
هوش مصنوعی: از خاکستر بخت تاریکم روشنایی پیدا شد و حالا دیگر دل من جایی برای صفا و پاکی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر دعای دوست به دل نشیند و تأثیرگذار باشد، در زمان دعا زبان نباید در میان باشد چون این زمان برای راز و نیاز با خداوند است و نباید کسی را در آن میان دخالت داد.
هوش مصنوعی: آشنای عشق برای درک عمیقتر، نیازی به نور و روشنی ندارد، چرا که در دل تاریکی عشق، روشنایی برای عاشق نامناسب و غیردوست داشتنی است.
هوش مصنوعی: هر چند که زیبایی حسن را محافظت میکند، اما اگر او در بند شود، باز هم چهرهاش برای ما ناآشنا و نامحرم خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.